عاشق و معشوق
عطش عشق لیلی و مجنون www.Joornal.blogfa.com
نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : شنبه بیست و پنجم فروردین 1386
22:1 - |
| دوست دارم
كاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني بود كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفاف ترين خاطره مهماني بود كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود چه قدر شعر نوشتيم براي باران غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد و به يادش همه شب ماه چراغاني بود كاش اسم همه دختركان اينجا نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم راز اين شعر همين مصرع پاياني بود یاحق نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
1:48 - |
| اندوه دل...
اندوه دل امروز برای شما بیننده عزیز وبلاگ عاشق و معشوق فلش کلیپ بسیار زیبای اندوه دل با صدای آرش پورزارع را در نظر گرفتم . امید است که موجبات رضایت شما بیننده عزیز را فراهم آورد. save target az به این شکل دانلود کنید نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : یکشنبه دوازدهم فروردین 1386
3:42 - |
| شوهر مورد علاقه ي دخترها
![]() شوهر مورد علاقه ي دخترها
دختر 18 ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره كه نمي دونه كدومش رو انتخاب كنه و از همه مهم تر فعلا فصد ازدواج نداره
دختر 22 ساله : او يك شاهزاده با يك قصر مي خواد . ادعا مي كنه كه خيلي واقع بينه ولي ؟؟؟ مرد ايده ال او بايد خيلي پول دار خوش قيافه مشهور شوخ طبع ورزشكار شيك پوش رمانتيك هميشه حسابش پول داشته باشه و ....
دختر 32 ساله : كم كم داره بوي ترشي مياد . ديگه فقط يه مرد خوب مي خواد . لازم نيست ورزشكار و خوش تيپ و ... باشه . يه كار خوب با حقوق مكفي خونه ماشين داشته باشه . و غذاهايي كه دختر درست مي كنه رو تحمل كنه كافيه
دختر 42 ساله : تنها يه مردي مي خواد ( بيچاره ترشيد ) يه مرد معمولي كه ستاره سينما نباشد ورزشكار نباشه اگه يه شكم گنده هم داشت عيب نداره . كچل هم بود عيب نداره فقط يه شوهر باشه ( راضيه به رضاي يه شوهر )
دختر 52 ساله : اوفقط مي خواهد .... هر چي بود باشه . دختر بايد خيلي شانس بياره كه مردش انقدر ترسناك نباشه كه نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به ياد داشته باشه . دندون مصنوعي رو يادش باشه كجا گذاشته
دختر 72 ساله : تعجب نكنيد بعضي دخترا تا اين سن هم عمر مي كنن ولي هنوز شك دارن مرد مورد علاقشون هنوز نفس مي كشه
![]() لطفاً خشم خودتون رو تو نظرات بنویسید
نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : شنبه یازدهم فروردین 1386
1:58 - |
| عشق در راه است
زندگي درهياهوي طلب. بي قرار همه چيز ٬ آري بهار است . خرد تكرار را نمي پسندد٬ اما عشق تكرار است. حديثي كه با قاموس بهار تازه مي شود با عطش ميوه ها شعله ور و با برگريز٬ پژمرده و زماني كه دل به زمستان مي دهديخ مي زند. پس بهار تكرار است . تكرار افسانه عشق٬ و من هرچه از او مي پرسم كي به پايان رسد اين افسانه٬ او به من مي خندد. در هواي ياس و بنفشه٬ و با رقص نگاه طلبش مي گويد طبيعت را از تكرار ساخته اند٬ احساس با تكرار جان مي گيردو عشق داستان زيبايي است كه در آن همه دست اندر كارند. سالهاست به درستي يا به غلط ٬استوارتر مي آيد٬بر خلوتگاه دلمان مي نشيند و با تصوير اميدآبياريمان مي كند آنگاه با دست نگاه كاخي بلند با شوق و احساس مي سازد لب جويبارهاي مدح٬كه زمزمه آن ديوار سكوت دلمان را مي شكندو به گفته دوست با يك نگاه جان مي گيرد با يك لبخنئ شكوفه مي زند و با يك بوسه .... هنوز در تب و تابيم كه دود بر مي خيزد زجان سوخته. مرداب مي گشايد چشم به رقص نيزارها٬حال چه گوييم با درون سوخته٬ صبح مي خندد به پايان اين افسانه و در گوش نسيم مي سرايد غزل گيسوان فريباي سحر را و من آنگاه دل و جان مي بخشم به نواي نيايش چلچلگان كه جان گيرم از اين وهم و خيال و باز شنوم زمزمه زيباي تكرار جواني را دردل پير كهنسال اما پر شور و جوان بهار٬و زافسانه وهم برخيزم با دست جادويي عشق. او به من مي خندد كه اسير تكرارم و بعد آنگاه زمزمه مي كندشعر سودايي احساس جنون انگيز را٬حال من به او مي خندم ٬عشق در راه است. یاحق نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : جمعه دهم فروردین 1386
20:47 - |
| بهار
توی غبار لحظه ها پیشم بمون
توی حلاوت نگات برام بخون اگر برای لحظه ای فقط برای لحظه ای با من باشی عشق می آید به خونه مون می شینه توی دلمون با من بمون با من بمون عشق بیاد به خونمون یاحق نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : پنجشنبه نهم فروردین 1386
16:35 - |
| ببار باران که امشب دلم غصه ها دارم برای دیدن یارم هزار چشم خطا دارم
![]() در کتابی معانی عشق از نظر مردم را خواندم یکی گفت عشق دریای است که دو ساحل را به هم پیوند می دهد یکی گفت عشق کویری بی انتهاست که پایانی ندارد یکی گفت عشق مانند سیبی است که به طور مساوی در بین دو نفر تقسیم می شود یکی گفت عشق یعنی از خود گذشتن برای دیگری و شخصی دیگر گفت عشق حسرت چیزی است که نخواهی داشت و شخصی گفت عشق تقسیم تمام زندگی دو نفر است و شخصی گفت عشق مانند قفلی است بر قلبها و شخصی گفت عشق نگاهی از محبت است یا حق نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : پنجشنبه نهم فروردین 1386
4:16 - |
| دلاویزترین...
عابری که از زندکی ام گذشت انگار که نبود از این دیار و دشت رهگذری که از جادهء زندگی ام عبور کرد تمام خاطرات گذشته را دوباره مرور کرد پیاده ای که آمد آروم آروم تر از زندگی ام رفت بیرون چهره ای با لب خندان و رویی شاد آنچه بر جای گذاشت همه صوت ِ فریاد نمی دان که بود و به کجا می رفت او فقط بر جادهء زندگی مانده جای پای او یاحق نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : پنجشنبه نهم فروردین 1386
4:5 - |
| |
|||||